
ای دوست من
اگر از حال من آگاه بودی
از عهد نوجوانی سخن نمی گفتی
خوابی بود که در قلبم مدفون ساختم
و کفن هایش را نیز جامه جوانی کردم
لیک او با من بی وفایی کرد
و من در وحشت و غم فرو رفتم
و بدان قانع شدم
گوشه گیر و تنها گشتم
و مصیبتم را از دیدگان مخفی کردم
و با کتاب ها مانوس گشتم
زیرا کتاب ها را بهترین دوست دیدم
و با خیال و رویاهای خوش
قصه هایی بلند ساختم