
چه کسی می آید؟
به چه دل باید بست
و...که اندوه مرا خواهد برد
تن تنهای تکیده آخر
به چه کس دل بندد
که مرا می خواند؟
من به امید چه باید باشم؟
به سرود دل بی درد که باید خندید؟
آی ای چرخ کبود
گل امید کجا می روید؟
دل نومید کی اش می بوید؟
از چه وامانده ام از قافله باورها؟
کو؟
کجایند همه باورها؟
آه باز گویا مستم؟
تب و هذیان و غم امشب ببرد از دستم
باز تنها هستم
راستی یادم رفت
چه کسی می داند چه کسی می آید؟